عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

شرین کاریهای ایلیا جوووووووووووووووووووون ♥♥♥

1391/7/13 15:54
نویسنده : مامان متین
261 بازدید
اشتراک گذاری

 

ایلیای من عشق زندگیم الان دقیقا 1 سال و 4 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 53 دقیقه هست که خدا تورو زمینی کرد و فرستاد تو زندگی کوچیک ما و من تو این مدت احساس میکنم که سالهاست تورو در کنارم دارم و اینقدر بهت وابسته شدم که تحمل 1 ثانیه دوریت و ندارم و بدون تو نمیتونم نفس بکشم.

الان که خوابی بهت نگاه میکنم و لحظه شماری میکنم واسه بیدار شدنت، واسه بغل کردنت و بوئیدنت و نفس کشیدنت ..... خوشحالم خیلی زیاد، خوشحالم که مادر شدم، مادر تو.....

  

 

پسرم میخوام از شیرین کاریات بنویسم، الان خیلی وقته که منظورت و کامل بهمون میفهمونی، از اولش پسر ارومی بودی و اصلا اهل خراب کاری نیستی، کلا چه تو خونه خودمون و چه جایی بریم به چیزی دست نمیزنی، و هر چیزی رو هم که بگم ایلیا دست نمیزنه یا ایلیا کار بد نمیکنه، سریع میزاری سر جاش، قربونت برم که اینقدر حرف گوش کنی

عاشق کتاب هستی، کتابات و پاره و خط خطی نمیکنی. هرروز یکی از کتابات و برام میاری تا بخونمش و بعد خودتم همون شکلکهایی که تو کتاب نوشته با من در میاری

شکل ها و خوندن 3 تا از کارت های بن بن بن و یاد گرفتی( آب، مو، گل).

هنوز خوب نمیتونی حرف بزنی ولی کاملا همه چیز و میفهمی و هر چی بهت میگیم متوجه میشی دقیقا مثل یه بچه 3 یا 4 ساله مثلا میگم ایلیا واسم یه دستمال بیار یا ایلیا اسباب بازیات و جمع کن یا یکی از کتاب هات و انتخاب کن تا برات بخونم و......

کلماتی که میگی: ماما (مامان)،

بابا

باب (آب)

می (می می)

با ( باز) وقتی چیزی رو میخوای برات بازش کنم

گُ ( گل) هم تو ورزش و هم به گل و گیاه و درخت میگی

کلمه جدید که یاد گرفتی دیس ( جیش) هر وقت جیش میکنی، دستت و میذاری رو پوشکت و میگی دیسخجالت

ایشت(نیست) هروقت یه چیزی یا کسی رو نام میبریم که تو خونه یا تو دیدت نیست دستات و به دوطرفت میگیری و انگشتاتم باز میکنی و میگی ایشت

بیم (بریم)

 مَ (من) اگه چیزی بخوای یا وسیله ای که مال خودت باشه بخوای بگیری

بدو بدو بدو (دویدن) وقتی تو خونه میدوی این کلمه رو پشت سر هم و بدون فاصله تکرار میکنیبغل

ما (ماست)

ایخت (ریخت)

جدیدا وقتی میخوای من یا بابا باهات بازی کنیم یا یه چیزی میگی ما متوجه نمیشیم میای و دستمون و میگیری و با خودت میبریماچ

وقتی بهت میگم ایلیا بستنی میخوای میری در فریزر رو باز میکنی و منتظر میمونی تا بیام بهت بدم و ، جدیدا یاد گرفتی خودت تنهایی میخوری قلب

چراغ قوه بابایی رو بر میداری و روشنش میکنی و نورش و میندازی رو سقف و کلی ذوق میکنی زبان

اعضای بدن و کامل بلدی و اسمشون و میدونی(چشم، بینی، لب، زبون، دست، پا، شکم، مو، گوش) بغل

صدای بعضی از حیونارو بلدی، مثلا وقتی میگم هاپو چی میگه میگی آپ آپ یا ببعی میگه، میگی بع بع ، خروسه میگه میگی قو قو و ..... (تو پست قبلی نوشتم )

وقتی بهت میگیم ساعت چنده نگاه به ساعت میکنی و میگی ده (10)

با اسباب بازیات خیلی قشنگ بازی میکنی، حیونات و بر میداری و تکونشون میدی و باهاشون حرف میزنی البته منم باید باهات بازی کنم، هنوزم از هر نوع عروسک بدت میاد و عاشق ماشین و هواپیما و توپ هستی عینک

وقتی بهت میگم ایلیا چشمک بزن دو تا چشات و فشار میدی رو هم و باز و بسته میکنی، این حرکتو وقتی کاربدی انجام بدی هم تکرار میکنی و منم خندم میگیره و  نمیتونم بهت اخم کنم نیشخند

وقتی یه چیزی میخوای سرت و خم میکنی و لپت و میچسپونی رو شونه راستت و منم دلم ضعف میره برات، این حرکت و وقتی که میخوام بهت غذا بدم هم انجام میدی که یعنی نمیخورمقلب

مدتیه (حدود 1 ماه) که خودت غذاتو میخوری، اولش خوب نمیخوردی و من وقتی سرت گرم بود به صورت نا محسوس میذاشتم تو دهنت، ولی الان فقط دوست داری خودت بخوری و انصافا هم خوب و تمیز میخوری ماچ

عاشق ماشینی و میری پشت فرمون و بوق میزنی یا اب میپاشی روشیشه و بعد برف پاک کن و میزنی نیشخند

عاشق کلیپ "حسنی" و "مامانی نهار چی داریم" و اهنگ مولفیکسی و کلی باهاشون میرقصیبغل

کلا موزیک و اهنگ خیلی دوست داری و هر جا بشنوی ( خیابون یا خونه) فرقی نمیکنه سریع شروع میکنی به رقصیدن و دست زدن، خیلیم خوشکل میرقصی وروجک من قلب

شدیدا به موبایل علاقه داری و پلی کردن و جلو عقب بردن اهنگارو بلدی، تازه الان مدتیه که با گوشیم (اگه قفل نباشه) اس ام اس میفرستی مژه همیشه چند تا حرفم توش تایپ میکنی، الان دیگه همه میدونن کار شماست واسه همین جوابت و میدن و کلی قربون صدقت میرن، وروجک کوچولوی من از خود راضی

عاشق فوتبال و والیبال و .... کلا هر ورزشی که توپ توش ببینی، هستی و دستات و تو هما تکون میدی و میدوئی و میگی گُ (گل) قلب

جدیدا وقتی بهت میگم میخوایم بریم بیرون، میری از تو کشو لباس بر میداری و سعی میکنی بپوشی ولی هنوز موفق به این کار نشدی نیشخند

یه کار دیگه هم که تازگیا انجام میدی هر چی که پیدا کنی میبری میذاری تو چادرت، دیروز که چادرت و مرتب میکردم از توش 2 تا قاشق و 1 چنگال و 3 تا نمک دون و یکی از بلوز های خودم و پیدا کردم نیشخند

عاشق پارک هستی وقتی میریم از در ورودیش جیغ میکشی و میدوئی مژه

اسباب بازیهات و به همه میدی و تا حالا ندیدم چیزی رو به زور از کسی بخوای، هر جا هم بریم و با وسیله کسی بازی کنی موقع برگشت میذاریش سر جاش و بر نمیداری که با خودت بیاریشبغل

عاشق نقاشی کشیدن هستی و بهت یه دفتر و مداد میدم کلی باهاش سرگرم میشی، البته فعلا فقط خط خطی میکنی، چند روز پیش برات مداد رنگی خریدم کلی ذوق کردی، دیروز دیدم مداد مشکیت و برداشتی و اومدی پیشم و داری بالای چشمت و زیر ابروت و خیلی اروم و بااحتیاط مداد میکشی تعجب

جدیدا رو نوک پاهات وا میستی و از رو میز نهارخوری و میز ارایش و اوپن وسیله بر میداری، البته چیزایی که جلو باشن و دستت بهشون برسه زبان

تمام رژ لبام و با انگشتت که فرو کردی توش سوراخ کردی افسوس

تازگی ها برچسب های روی تخت و کمدتو میکنی و بعد میگی آخ زبان

وقتی بهت میگم یه بوس گنده بده به مامی و دستام و باز میکنم میدوئی و خودت و میندازی تو بغلم بغل

وقتی بهت میگم ایلیا بخند با صدای بلند غش غش میخندی خنده

 وقتی بهت میگم نفس ماما کیه میزنی رو سینت و میگی مَ (من)قلب

الان دو روزه که (با عرض شرمندگی) پی پی تو میگیخجالت ، البته بعد از انجامش میای و دستت و میذاری از پشت رو پوشکت و دستم و میکشی که ببرم عوضت کنم بغل

غذاهای مورد علاقه ایلیا در 16 ماهگی: انواع برنج و خورشت، ماست، دوغ، زیتون، انواع کباب، سیب زمینی سرخ شده، دیزی، میوه ( گلابی، موز، انگور)


پ.ن: فعلا همینارو یادمه اگه چیزی یادم بیاد اضافه میکنم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان رویا
13 مهر 91 14:42
سلام
ماشالله به این همه پیشرفت
راستی چیکار کردی که یاد گرفت خودش غذا بخوره و تمیز هم بخوره؟


مرسی عزیزم لطف داری
هدی مامان مه نیا
14 مهر 91 3:10
آفرین به گل پسر باهوش


مرسی خاله جووووووووووون
مامان زهرا دختر دوست داشتنی
14 مهر 91 9:54
به به به این گل پسر
آفرین به این همه تلاش و پیشرفت
باید به شما هم برای این تربیت خوبتون تبریک گفت
ضمنا کلی از کارهای ایلیا جون منو یاد خاطرات و کارهای زهرا می انداخت
مخصوصا هنر از بین بردن رژ لب ها



مرسی دوست جونم نمیدونم این وروجکا چه علاقه ای به لوازم ارایش دارن
نایسل
14 مهر 91 11:24
وای چه همه کار شیطون بلا


اره واقعا همه کارست
نایسل
14 مهر 91 11:24
قربونش ی شدبرم من برای خودش مردی شده


مرسییییییییییییییییییی خاله جونی
مامان زهرا دختر دوست داشتنی
14 مهر 91 13:56
دوست خوبم سلام
اول از همه می خواستم از همراهی شما در بازنویسی وبلاگ دخترم تشکر کنم ( از صمیم قلبم )
دوم یک خبر اینکه تا بروز شدن پست های دخترم دیگه چیزی نمونده شاید 4 تا 5 پست دیگه ( زودتر از اونکه فکرش را می کردم تونستم وبلاگ را بازنویسی کنم )
پس لطف کنید و این چند تا پست بازنویسی شده را هم بازدید کنید و شما هم در مرور خاطرات با من شریک باشید
دوستتون دارم یک عالمه


به روی چشم